شناسه : 916
شنبه 5 خرداد 1397 ساعت 14:11 2018-5-26 14:11:32
در این بخش، 4 حوزه از 9 فعالیت کلیدی که برای ساخت و تغییر راهبرد نیاز به انجام آن ها وجود دارد، جهت بهره مندی مخاطبین مورد بررسی قرار می گیرد
بررسی فعالیت های راهبردی برای ساخت کسب و کار بازاریابی

خلق راهبرد موفقیت(بخش سوم)

در این بخش، 4 حوزه از 9 فعالیت کلیدی که برای ساخت و تغییر راهبرد نیاز به انجام آن ها وجود دارد، جهت بهره مندی مخاطبین مورد بررسی قرار می گیرد

در این بخش، 4 حوزه از 9 فعالیت کلیدی که برای ساخت و تغییر راهبرد نیاز به انجام آن ها وجود دارد، جهت بهره مندی مخاطبین مورد بررسی قرار می گیرد:

 

اولویت های زندگی

قبل از این که شما کسب و کار بازاریابی شبکه ای خود را شروع کنید، مهم است اطمینان داشته باشید که این تلاش ها همراستا با اولویت های زندگی شماست. در این مرحله، شما حتی ممکن است در مورد این که اولویت های زندگی شما چه هستند، مطمئن نباشید. با این حال، اگر شما آن ها را تعریف نکنید، هیچ هم افزایی بین زندگی و کسب و کار شما وجود نخواهد داشت، که همین امر تعادل شما را به هم می زند و شانس های موفقیت شما را کاهش می دهد.

اولویت های زندگی به اندازه افرادی که وارد بازاریابی شبکه ای می شوند، متنوع هستند. برای برخی، یک اولویت واحد وجود دارد، برای بقیه ترکیبی از آن ها وجود دارد. در اینجا برخی از حوزه های کلیدی زندگی که ممکن است اولویت قرار داده شوند وجود دارد:

- خانواده

- رشد شخصی و معنوی

- امنیت مالی

- رضایت شغلی

- سلامت و رفاه

- روابط

- تفریح

- خدمات اجتماعی

اولویت های زندگی شما هر چه هستند، شما باید هر کدام را به وضوح شناسایی کنید و قبل از وارد عمل شدن، بر اساس اهمیت، آن ها را رتبه بندی کنید. کسب و کار شما باید به شما برای رسیدن به چیزی که برایتان مهم است، کمک کند و نیرویی باشد برای تبدیل این اولویت ها از اهداف روی کاغذ یا در ذهن شما به واقعیتی که زندگی می کنید.

البته موفقیت مستلزم فداکاری است. بدون سرمایه گذاری منابع لازم از زمان و تلاش، هیچ پاداشی در آینده وجود نخواهد داشت. کلید آن ایجاد موازنه میان نوع منابعی که به کسب و کارتان اختصاص می دهید و آنچه که لازم است به سایر کارها اختصاص دهید، است.

اولویت های ما غیر قابل تغییر نیستند. آن ها در طول زمان تغییر می کنند و اغلب تا زمانی که کسب و کار ما رو به جلو و در حال انجام است، ما حتی از اهمیت یک اولویت آگاه نیستیم. ناگهان چیزی که ما عادت به انجام آن داشتیم یا مشغول به انجام آن بودیم، کنار گذاشته می شود و فقط پس از آن است که متوجه می شویم که چقدر مهم بوده است. در این باره هیچ بحرانی وجود ندارد، به خصوص زمانی که ملاحظه می کنید یکی از دلایل مهم برای شروع فعالیت بازاریابی شبکه ای، انعطاف پذیری است. ایجاد این تطبیق ها مشکل نیست. مشکلات زمانی به وجود می آیند که ما موفق به تطبیق دادن نشویم.

در مورد ایجاد یک راهبرد برای موفقیت، عدم تعریف و توضیح مناسب اولویت های زندگی ما می تواند کل روند را تضعیف کرده و ما را بدون هیچ راهبرد قابل اجرایی رها کند. اگرچه درک اولویت هایمان و ساخت یک کسب و کار حول آن ها، اثر فزاینده ای دارد. کسب و کار ما از آنچه برای ما اهمیت بیشتری دارد پشتیبانی می کند و با این اولویت های پرورش یافته به وسیله تلاش هایمان، خود کسب و کار بخش سازگار با شخصیت ماست و در نتیجه شانس شکوفایی فوق العاده ای دارد.

 

هدف

این مهم است که هدفی را برای کسب و کار خود تعریف کنید که هم با اولویت های شما و هم به طور کلی با نحوه اداره زندگی شما همراستا باشد. یک روش مناسب برای تعیین این هدف، نوشتن آن به شکل عبارت است. نباید بلند یا پیچیده باشد، اما لازم است در ارتباط با دلایل آنچه می خواهید انجام دهید واضح باشد. بالاخره این ها چیزهایی هستند که هر روز شما را بیدار کرده و به حرکت در می آورند.

به طور مثال اگر اولویت زندگی شما تأمین امنیت مالی برای خانواده خودتان است، پس رسالت کسب و کار شما می تواند تولید نوعی گردش پول نقد ثابت و مداوم باشد که این امکان را فراهم می آورد. اگر اولویت زندگی شما چالش مداوم شما با انجام کارهای جدید است، رسالت شما ممکن است در حوزه ای باشد که تغییر در آن پیوسته و امنیت ثانویه باشد.

هدف شما چیزی نیست که برای همیشه غیر قابل تغییر باشد. هدف دقیقاً همانند اولویت های شما می تواند تغییر کند. وقتی هدف شما تغییر می کند، زمان نوشتن هدف جدید برای تأمل است. در غیر این صورت، شما در خطر خاتمه کسب و کار هستید که مغایر است با آنچه می خواهید به انجام برسانید.

داشتن یک رسالت مداوم برای اطمینان از ادامه مسیر، چیزی است که باعث می شود وقتی دیگران در دوران سختی قرار می گیرند و تسلیم می شوند، شما مسیر را ادامه دهید. شما نوری در انتهای تونل دارید که به طرف آن حرکت کنید. افراد بدون آن در تاریکی گم می شوند.

 

چشم انداز

رهبران بزرگ، چشم انداز دارند. آن ها می دانند کجا می روند و چطور دیگران را برای این سفر مجاب کنند. یک کلید مهم موفقیت، داشتن همان نوع از چشم انداز برای آینده است. این به معنی داشتن چشم اندازی قانع کننده و الهام بخش است و منبع ثابتی از انگیزه، نه تنها در حال حاضر بلکه برای هفته ها، ماه ها و سال های پیش رو برای شما و تیم تان است.

نکته شگفت انگیز در مورد چشم انداز این است که اگرچه شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید، اما می توانید آینده خود را خلق کنید. بنابراین، چطور یک چشم انداز توسعه پیدا می کند؟ یک راه خوب برای شروع از طریق تصور کردن خودتان در پنج سال آینده ای است که دوست دارید سپری شود و تصور کنید که زمان حال است. تصویر ذهنی از آن را رنگ آمیزی کنید. کجا زندگی می کنید، چه کسانی با شما هستند، چه کاری انجام می دهید، روز معمولی شما چطور است، درآمد شما چه مقدار است، تفریحات شما چیست؟ و لیست شما می تواند هر قدر که می خواهید جزئی باشد. هدف شما توسعه تصویر ذهنی روشنی است که به شما کمک می کند تا بهترین را برای خودتان تعیین کنید.

زمانی که چشم انداز شما مناسب باشد، شما باید آن را به شکل کلمات در بیاورید و یک طرح برای تحقق آن به وجود بیاورید. اینجا هدف شما اتخاذ یک چشم انداز عالی برای آینده و انجام اقدامات لازم برای تحقق آن است. به خاطر داشته باشید که این چشم انداز متعلق به شماست. آن را به جایی که می خواهید بروید منتهی کنید نه به مقصد فرد دیگری.

زمانی که چشم انداز خود را می خوانید، شما باید از طریق آن تشویق، تهییج و هیجان زده شوید. فقط فکر کنید این جایی است که شما می توانید در پنج سال آینده باشید! به درستی آن را انجام دهید، شرح جزئیات چشم اندازتان، تجربه ای قدرتمند خواهد بود، چرا که به شما نشان می دهد چه مقدار شما توانمند هستید.

 

ارزش های اصلی

اجرا کنندگان برتر در هر رشته ای می دانند از چه چیزی حمایت می کنند و این کار را از طریق ارزش های خودشان انجام می دهند. موفقیت بیشتر زمانی محتمل است که کسب و کار شما با ارزش های شخصی شما همراستا باشد. بالاخره، ارزش های ما تعیین می کند که ما چه کسی هستیم و تصمیمات ما را هدایت می کند. اگر شما مشغول حرفه ای هستید که با ارزش های شما همراستا نیست، شما همیشه با خودتان در کشمکش خواهید بود و عملکرد شما صدمه خواهد دید.

به منظور توضیح ارزش های خود، سؤالات زیر را از خودتان بپرسید:

- به چه چیزی اعتقاد دارم؟

- چه چیزی برای من مهم است؟

- از چه چیزی حمایت می کنم؟

- چه چیزی مرا به حرکت وا می دارد؟

- معیارهای من برای تصمیم گیری چیست؟

هنگامی که به این سؤالات پاسخ می دهید، تعدادی از ارزش ها ظاهر خواهند شد. برخی از مثال های آن ممکن است این موارد باشند: اتحاد، صداقت، فضیلت، سخت کوشی، شادی، خلاقیت، محبت و وفاداری.

تمرینی برای توضیح ارزش ها:

پس از مقداری تفکر مفید، سه تا شش ارزشی که به بهترین شکل از آن حمایت می کنید را لیست کنید. سپس از دیگران سؤال کنید، مانند همسر، همکاران یا دوستان برای لیست کردن سه تا شش ارزشی که آن ها فکر می کنند شما از آن حمایت می کنید. لیست ها را با هم مقایسه کنید. هر قدر آن ها نزدیکتر باشند، شما آن ها را آشکارتر در جریان زندگی خود ساخته اید. هر چه از هم مجزا باشند، بیشتر نیاز به تمرکز روی ارزش ها و آشکار کردن چگونگی کار و زندگی خود دارید. فایده اصلی این تمرین این است که به شما کمک می کند افراد همفکری که باید با آن ها کار کنید را شناسایی کنید.

با ارزش های آشکار و تعریف شده شما و کسانی که با آن ها در تماس هستید، اقدامات شما منعکس خواهد کرد که در شرف اقدام به چه کاری هستید و کسب و کارتان سازگار با شما به عنوان یک انسان خواهد بود. نه تنها تصمیم گیری و عملکردهای کلی مؤثرتر خواهند بود، بلکه شما شگفت زده خواهید شد از این که چطور انواع مشتریانی را که برای خدمت می خواستید و انواع اعضای تیم یا کسانی که می خواهید با آن ها کار کنید را جذب کرده اید.

اگرچه ارزش های شما به عنوان یک ورودی خاص در ترازنامه یا صورت سود و زیان ظاهر نمی شوند، اما آن ها به عملکرد شما بسیار مرتبط هستند، به خصوص در رشته ای مانند بازاریابی شبکه ای که تماس شخصی بسیار مهم است. مشتریان و اعضای تیم فقط محصولات شما را خریداری نمی کنند. آن ها ارزش های اصلی شما را نیز مدنظر قرار می دهند. در واقع، این ها ارزش های اصلی خود شما هستند و چگونگی اظهار آن ها تعیین می کند که با چه کسانی احاطه شده اید. بنابراین، عاقلانه انتخاب کنید!


اضافه کردن دیدگاه جدید